ساز و اواز(گروه موسیقی اصفهان)درغربت

نغمه ها و نواهای ایرانی درغربت(وبنوشت خواننده ای درغربت) که ندانست علم بهتر است یا ثروت

لحظه ديدار نزديک است



لحظه ديدار نزديک است
باز من ديوانه ام مستم
باز مي لرزد دلم دستم
باز گوئي در جهان ديگري هستم
لحظه ديدار نزديک است
...
هاي نخراشي به غفلت گونه ام را تيغ
واي نپريشي صفاي زلفکم را باد
ابرويم را نريزي دل
اي نخورده مست
لحظه ديدار نزديک است
...


زنده ياد : مهدي اخوان ثالث

ياد روزهايي که رفت


ياد روزهايي که رفت
وقتي اخرين امضا براي اتمام تحصيلات کارشناسي را گرفتم.رفتم سراغ مهدي سلفي و يک سانديس نکتار هفت ميوه زدم تو رگ.
وسط هاي خوردن سانديس بودم تازه مثل ادمي که اب يخ روش بريزند فهميدم چه بلايي به سرم امده
جواني طي شده در ميان چند سطر:  بدين وسيله اقاي...... دانش اموخته..........فارغ التحصيل رشته...........
 بدين معني که برو.
 از فردا که چه عرض کنم از همان ساعت دنبال کار بودم البته به لطف خدا به يک هفته هم نکشيد
سالهاي پيش حدود سال هشتادفکر مي کرديم سال هشتادو هشت عجب سال جالبيه وبه پيشنهاد يکي از رفقا بيانيه اي چاپ شد
که در  هشتمين روزاز هشتمين ماه هشتادو هشت وعده اي باشه براي تجديد ديدار



 قرار بود هرکسي به اردوي متاهلين با زن و فرزند و مجردين گرامي هم البته تنها   ساعتي را بياد ايام قديم با رفقا سپري کنند
بالاخره هشت هشت امد و ما هم نبوديم
امروز دوست مهربانم مهران چند عکس از اين روز زيبا برايم فرستاد که دلتنگي خانه را بيشتر کرد
اما ديدن  چهره دوستان که عموما يا دچار کچلي  يا اضافه وزن شده بودند هم ديدني بود

دستان الهي در فيس بوک



شايد شما هم مثل من ارادت خاصه به خواجه شيراز داشته باشيد و هر صبح غزلي و  پندي از حضرت لسان الغيب بشنويد. .در مقام حافظ همين بس که برخي از علما در قنوت نماز غزلي از او را مي خواندند و بماند نسل  امروزه ما بعلت هزاروصد دليل که مهمترين ان  عدم دانش درک اين ابيات است در شرف فاصله از اين گنج است.

اما مدرنيته ما رو هم تحت تاثير قرار داده .






فيس چيز عجيبي است. همه جور ادم توش پيدا ميشه از دوستان قديم تا اساتيد  اهل علم و هنرو....... که البته به نظر من از نظر امنيت ديتا سطح قابل قبولي نداره و 100% قابل دسترسي ازادانه  است

اما جديد ترين سرگرمي که انگييزه اين پست شده .سنجيدن شانس روزانه يا [ Check Out How Lucky You Are Today ] است .
که ابتدا براي من سرگرمي و تا امروز مي توانم بگم ديگه منجر به قبول ميزان شانس روزانم شده
در جايي خواندم :
آيا ميتوان احتمال موفقيت را تعيين کرد؟
بلي! به شرطي که معلوم باشدچه قدربه خودتان اطمينان داريدوچه قدرخود را باورکردهايد
قدرت شانس کساني که باورهاي ضعيفي دارندوبه شکهاي خود زيادميدان ميدهندوخودرا باشانس واقبال دلخوش ميسازند.واگذارکردن نتيجهي کار به شانس،نوعي رفع مسؤليت و در واقع بي مسؤليتي است.
اصلا اعتقادبه شانس،يعني شک داشتن به موفقيت، يعني ترس ازمبارزه ويعني عدم  توانايي درکنترل اوضاع.
 باخودم فکر کردم  اگر قرار باشد در يک روند کاري  دو نفر را به فاصله دو هفته بيني
 بعد دقيقا همان روز اولي مريض بشه وصبح شانست 24 % باشه بعد دو هفته وقتي شانست 18% نفر دوم مريض بشه؟
 بازم مي توني از اين حرفا بزني؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
البته به اين تست اعتماد کنم بايد بگم طبق پيش بيني  فيس بوک   من در سال 2019 توسط يک نا شناس کشته ميشوم 

هر دم از اين باغ بری می رسد






هر دم از اين باغ بری می رسد تازه تر از تازه تری می رسد
به نظر شما کی بايد کمک کنه تا اينجوری ابروی همهمون نره؟؟؟؟؟؟؟
·          
·         اين دود سيه فام که از بام وطن خواست….از ماست که بر ماست       وين شعله سوزان که برآمد زچپ و راست…از ماست که بر ماست
·         جان گر به لب ما رسد از غير نناليم….با کس نسگاليم                        از خويش بناليم که جان سخن اينجاست….از ماست که بر ماست
·         ما کهنه چناريم که از باد نناليم…….بر خاک بباليم                           ليکن چه کنيم ، آتش ما در شکم ماست….از ماست که بر ماست
·         اسلام گر امروز چنين زار و ضعيف است….زين قوم شريف است          نه جرم ز عيسي، نه تعدي زکليساست….از ماست که بر ماست
·         گوييم که بيدار شديم!اين چه خياليست؟….بيداري ما چيست؟            بيداري طفلي است که محتاج به لالاست….از ماست که بر ماست
·         ملک الشعراي بهار
Iranian national held with drugs   TNN 11 October 2009, 04:00am IST
PUNE: The anti-narcotics cell (ANC) of Pune crime branch on Friday arrested a foreign student with 11.3 gms of cocaine worth Rs 1.10 lakh and other narcotic substances including hashish, marijuana and opium totalling Rs 1.38 lakh. The suspect have been identified as Peman Mahmood Khavanin (31) of Aundh and a citizen of Iran. Acting on a tip-off, the police team led by inspector Satish Devare nabbed Khavanin from Kalyaninagar.

Inspector Devare said, "Khavanin is residing in Pune since 2007. He is doing his BCS course from a college in the city." Devare added, "Our constables, Eknath Khule and Sushil Kakde, received a tip-off that one foreign student will be coming at Kalyaninagar for selling the drugs. Accordingly, we laid a trap and nabbed the suspect, who reached the spot in a car on late Friday night."

The police have recovered 11.3 gms of cocaine from the possession of the suspect. "When we searched the car, we recovered 96 gms of hashish worth Rs 9,600, 133 gms of opium worth Rs 13,300 and 56 gms of marijuana worth Rs 6,000," Devare said. Devare said that a case in this regard has been lodged with the Yerawada police station






.


من غلام قمرم غير قمر هيچ مگو

من غلام قمرم غير قمر هيچ مگو                        پيش من جز سخن شمع و شکر هيچ مگو
دوش ديوانه شدم عشق مرا ديد و بگفت               آمدم نعره مزن جامه مدر هيچ مگو


خيلي سعي کردم اين خاطره را ننويسم ولي نشد. در اين خاطره هيچ تاکيدي بر رد يا قبول  هيچ کس را ندارم و بيشتر هدفم اشتراک تجربيات شخصي من است .رد يا قبول را بر عهده خودشما مي گذارم.



ساعت 6 صبح مثل هميشه از خواب بلند شدم.شب قبل همه وسايل لازم را جمع کرده بودم و با خيال راحت صبحانه را اماده کردم. حدود عيد بود وقتي به برنامه خانه فرهنگ مي رفتيم دوستان برايم از مهر بابا تعريف کردند و من هم کنجکاو که مهر بابا کيست؟
مهربابا که توسط مردمان بسيار بعنوان آواتار  avatarيا ناجي اين عصر مورداحترام، عشق و پذيرش قرار داشته، از يک خانواده زرتشتي ايراني در 25 فوريه 1894 در بيمارستان ساسونSasoon Hospital  در شهرپوناPune  در ايالت ماهاراشترا Maharashtra در هندوستان به دنيا آمد.[1] مهربان در 1922، در بيست و هشت سالگي، با گروه کوچکي از مريدان خود که توسط شخصيت الهي او جذبش شده بودند وهسته ي مرکزي مريدان نزديک (ماندلي ها) mandalis را تشکيل مي دادند، ماموريت الهي خود را آغاز کرد. آنان نام  مهربابا را به مهربان دادند و از آن پس آواتار مهربابا خطاب  مي شد.

اما لغت اوتار به چه معني است:
In Hindu philosophy, an avatar (also spelled as avatara) most commonly refers to the incarnation (bodily manifestation) of a higher being (deva), or the Supreme Being (God) onto planet Earth. The Sanskrit word literally means "descent" (avatarati) and usually implies a deliberate descent into lower realms of existence for special purposes. The term is used primarily in Hinduism, for incarnations of Vishnu whom many Hindus worship as God. Shiva and Ganesha are also described as descending in the form of avatars, with the Ganesha Purana and the Mudgala Purana detailing Ganesha's avatars specifically. [2]
از دهم جولاي 1925 مهربابا شروع کرد به رعايت سکوت. تا زمان مرگش در 31 ژانويه 1969 او کلامي به لب نراند. در طول هفتاد و پنج سال ماموريت آوتاري خود روي زمين، او خودش را در روستايي در نزديکي شهراحمدنگر  مستقر ساخت جايي که در طول جنگ جهاني اول يک اردوگاه نظامي بود و سپس به مهرآباد شهرت يافت.مهربابا در ابتداي دوران سکوت خود از طريق يک تخته ي الفباي انگليسي که توسط ماندلي هاي نزديکش خوانده و تفسير مي شد با ديگران ارتباط داشت. سپس او اين تخته را هم کنار گذاشت و با علامات مخصوص خودش اشاره مي کرد و سخن مي گفت.
خلاصه از قراري که براي اولين شنبه و يکشنبه بعد از ماه رمضان با مهبد عزيز عازم سفر شديم و جالب اينکه اين سفر ما مقارن با چهلمين سالگرد سفر مهر بابا به ايران بود



 ماجراي رفتن و رسيدن بماند  البته براي رفتن   به مهر اباد چندين راه وجود دارد :
سفر از طريق جاده: (از بمبئي): اتوبوس ها و ماشين هاي سواري زيادي از بمبئي، پونا، اورانگاباد، شلاپور و ناسيک به احمدنگر مي روند.
سفر با هواپيما:نزديکترين فرودگاه‌ها به احمدنگر عبارتند از فرودگاه پونا و فرودگاه اورانگاباد
مسير زميني:سفر با قطار: (از بمبئي)   خط آن راه آهنManmad / Daund  مي باشد.
که ما با اتوبوس عازم شديم و تقريبا دو ساعت  ونيم در راه  بوديم تا به  استراحتگاه زائرين مهر   رسيديم .
 مهرآباد
  استراحتگاه زائرين مهر، واقع در مهرآباد جايي است که مردم  براي زيارت مقبره مهر بابا در تپه مهرآبادمي آيند. اين استراحتگاه براي زائرين محترم مهربابا بنا گرديده که زيرنظر دفتر خيريه اوتار مهربابا _ احمدنگر مي باشد. و داراي امکانات نسبي و خوبي مي باشد ولي شبيه هتل نبوده و درضمن داراي قوانيني است که مي بايستي مورد توجه و دقت قرار گيرد.
زائرين محترم  لطفا" قوانين زير را رعايت بفرمائيد.
1-  مصرف  الکل و داروهاي مخدر و مستي زا بهر نوعي که باشد در استراحتگاه زائرين مهر ممنوع است.
2- روابط جنسي در استراحتگاه زائرين مهر ممنوع است.
3-  در هيچ زماني آقايان اجازه واردشدن به اتاق خانمها و خانمها اجازه واردشدن به اتاق آقايان را ندارند (مگر با تائيد افراد مسئول پزشکي مهرآباد).
4-  از ساعت 10 شب تا 6 صبح آقايان اجازه رفتن به محوطه  خانمها را ندارند و خانمها نيز اجازه رفتن به محوطه آقايان را ندارند.
5-  کليه زائريني که در استراحتگاه زائرين مهر اقامت دارند بايد ساعت 10:30 شب در داخل استراحتگاه  باشند و کسانيکه در مکانهاي ديگر اقامت دارند بايد ساعت 10:30 شب استراحتگاه زائرين مهر را ترک نمايند.
6-بين ساعت 8 شب تا 6 صبح زائرين محترم نبايستي به  محوطه سمادي (آرامگاه مهربابا) بروند.
7- هيچ کس اجازه فروش، تبليغ يا در خواست فروش اجناس را در استراحتگاه زائرين مهر ندارد.
8- زائرين اجازه غذا دادن يا آوردن حيوانات اهلي يا ولگرد را به داخل اتاقشان يا بداخل استراحتگاه ندارند.
در اين مکان هر سه وعده غذايي ارائه مي گردد( صبحانه، نهار، شام ) . کليه غذاها گياهي بوده که داراي تنوع زيادي مي باشد.براي صبحانه تخم مرغ نيز سرو مي گردد. سيستم آن به صورت سلف سرويس بوده و شما قادريد به هر اندازه که مايل باشيد از آن ميل نماييد.  

خلاصه در بدو ورود اين قوانين را به ما تفهيم کردند و ما هم که هردو بچه مثبت پس مشکلي نداشتيم. چون ما عمله طرب بدون ساز جايي نمي ريم. مهبد  تار و من هم چند خط و دفتري شعر همراه داشتيم که اتفاقا منجر به کنسرتي تمام عيار براي  ساير افرادي که از جا هاي مختلف به غير از ايران امده بودند شد. براي اين برنامه چون مهر بابا علاقه زيادي به حافظ داشت من هم همه اشعار را از حافظ انتخاب کردم. و دوست هنرمند ديگري هم هويار عزير با ويلون و سنتور و تمبک براي تصنيف ها همراه ما شد. البته مهبد هم همراه هويار در بداهه دشتي سنتور و تمبک  اجراي زيبايي به يادگار گذاشت. در اين اجرا  ابتدا  اوازشور با شعر حافظ و تصنيف شب به گلستان . بداهه در دشتي با سنتور و تمبک بر روي سه بيت از اشعار حافظ که مورد علاقه مهربابا بوده ودر لحظه مرگ قرايت شده است و در اخر بداهه در اواز اصفهان با شعر حافظ و تصنيف اميد جان  به پايان رسيد. گرچه عموما  من از کار بدون تمرين گريزانم ولي استقبال خوبي توسط هندي ها و اروپايي ها شد که جاي خوشحالي است.

نکته بسيار زجر اور براي من که عاشق تحريرم اين بود که حق استفاده از تحريربخاطر معدود شنونده ايراني حاضر  نداشتم  و بايد اواز ها را اجرا مي کردم.

 عمده خاطره اين سفر مربوط به ذکر خاطره هاي متعدد مهبد از واتايان(رفيق فاب مهبد) منچوري چاتور ورودي( استاد دنس صوفي هند)  و علي توللي (شاگرد پدر مهبد) در شبها سپري شد. و من تجربيات تازه اي از مهبد ياد گرفتم  در ضمن با دوست با صفاي ديگري به اسم امير اشنا شديم که بر جاودانه شدن اين خاطره کمک شاياني کرد


  2. OXFORD Dictionary 

غربت يعني کجا؟



غربت يعني کجا؟

اولين بار که نرخ دلار رو اشتباه بهم  حالی کردن گفتم تازه کارم
وقتي با راننده ريکشا براي صد روپيه اي که بيشتر ميخواست  دعوا کردم( در حد فحش کاري) گفتم خارجي ام
بعد سه سال که بهترين دوستم  جنس  98 را 2000 با سه هزار تا اختلاف  بهم قالب کرد گفتم بي احتياطم 
چند وقت پيش ها هم که يه نفري که همش خونه ما مهمون بود ما رو واسا دلالي فروخت  گفتم زياد اعتماد کردم 
امروز چي بگم؟؟ که ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
فکر ميکنم مشکل منم 
راستی دارم راه می افتم ها  خونه جديدم عالمی داره
-----------------------------------------------------------------------
متن خداحافظی  من از بلاگفا
سلام    امروز ديگه تصميم گرفتم      من براي هميشه به بلاگ پست نقل مکان کردم
پس اي مهربان اگر به ديدار من مي ايي       منتظر ديدنت هستم باشد    که چراغهاي رابطه مان تاريک نشود
چراغهاي رابطه تاريکند
کسي مرا به افتاب
معرفي نخواهد کرد
کسي مرا به ميهماني گنجشکها نخواهد برد
پرواز را به خاطر بسپار
پرنده مردنيست

غربت مارمولکی

حتي به اين مارمولک منتظر هم
ميشه يه جور ديگه نگاه کرد
 به احترام نجابت انتظار
و  زهر دردي که با من اشناست 
  فقط تا لب پنجره بدرقه اش کردم  اينهم همحکايت ماست 

                اسير غربت مارمولکي 
خدايآ همه اسير ها رو ازاد کن 
---------------------------------------------------------------
 محسن باغباني
امشب بيا که باز من اين جا نشسته ام                          چون جغد بر خرابه ي دنيا نشسته ام
چون شاخه ي تکيده اي از سوز فصل سرد                    در انتظار طلعت فردا نشسته ام
زنداني قضاي خداوندي ام کنون                                سنگ صبور خويشم و از پا نشسته ام
يک شب تو آمدي و رسيدي به اصل ما                               ديدي که در کنار تو تنها نشسته ام
بار دگر هواي مرا کردي اي نسيم                              اين جا کنار ساحل دريا نشسته ام
در کوچه اي که عابر درد آشنا کم است                     باري کنار پنجره اي وا نشسته ام
درد تمام عاشقي خويش را کنون                                       در محضر غروب به حاشا نشسته ام





 شعر : محسن باغباني


About this blog

مست آهنگم دوباره نيمه شب/ غرق مضراب از نواي نيمه شب

با خيال روي تو ديوانه ام/چون سرشگي بر لب پيمانه ام
آتا جهانگير مشيدي .

هنرجوي ساز از سال 1370اساتيد : تمبک مجيد حسابي .سه تار سعيد مزدک
هنرجوي آواز از سال 1378اساتيد :رديف :فضل الله شاهزماني.
رديف و تصنيف خواني: جواد لشگري
تصنيف خواني: جمشيد برازنده
سلفژ :مهدي علي بخشي.
اواز تلفيقي: رحمت وطن دوست . محمد اسلامي
اهنگسازي از سال 1380
با اين همه :
چرا و بلاگ نويس شدم
به قول خواجه : حافظ سخن بگوي که بر صفحه جهان / اين نقش ماند از قلمت يادگار عمر
و شايد:شايد اين اشعار بي قاعد روزي بكار كسي آيد/(شايد روزي باد بر هر گذري نام مرا خواند) شايد ……………