من غلام قمرم غير قمر هيچ مگو پيش من جز سخن شمع و شکر هيچ مگو
دوش ديوانه شدم عشق مرا ديد و بگفت آمدم نعره مزن جامه مدر هيچ مگو
خيلي سعي کردم اين خاطره را ننويسم ولي نشد. در اين خاطره هيچ تاکيدي بر رد يا قبول هيچ کس را ندارم و بيشتر هدفم اشتراک تجربيات شخصي من است .رد يا قبول را بر عهده خودشما مي گذارم.
ساعت 6 صبح مثل هميشه از خواب بلند شدم.شب قبل همه وسايل لازم را جمع کرده بودم و با خيال راحت صبحانه را اماده کردم. حدود عيد بود وقتي به برنامه خانه فرهنگ مي رفتيم دوستان برايم از مهر بابا تعريف کردند و من هم کنجکاو که مهر بابا کيست؟
مهربابا که توسط مردمان بسيار بعنوان آواتار avatarيا ناجي اين عصر مورداحترام، عشق و پذيرش قرار داشته، از يک خانواده زرتشتي ايراني در 25 فوريه 1894 در بيمارستان ساسونSasoon Hospital در شهرپوناPune در ايالت ماهاراشترا Maharashtra در هندوستان به دنيا آمد.[1] مهربان در 1922، در بيست و هشت سالگي، با گروه کوچکي از مريدان خود که توسط شخصيت الهي او جذبش شده بودند وهسته ي مرکزي مريدان نزديک (ماندلي ها) mandalis را تشکيل مي دادند، ماموريت الهي خود را آغاز کرد. آنان نام مهربابا را به مهربان دادند و از آن پس آواتار مهربابا خطاب مي شد.
اما لغت اوتار به چه معني است:
In Hindu philosophy, an avatar (also spelled as avatara) most commonly refers to the incarnation (bodily manifestation) of a higher being (deva), or the Supreme Being (God) onto planet Earth. The Sanskrit word literally means "descent" (avatarati) and usually implies a deliberate descent into lower realms of existence for special purposes. The term is used primarily in Hinduism, for incarnations of Vishnu whom many Hindus worship as God. Shiva and Ganesha are also described as descending in the form of avatars, with the Ganesha Purana and the Mudgala Purana detailing Ganesha's avatars specifically. [2]
از دهم جولاي 1925 مهربابا شروع کرد به رعايت سکوت. تا زمان مرگش در 31 ژانويه 1969 او کلامي به لب نراند. در طول هفتاد و پنج سال ماموريت آوتاري خود روي زمين، او خودش را در روستايي در نزديکي شهراحمدنگر مستقر ساخت جايي که در طول جنگ جهاني اول يک اردوگاه نظامي بود و سپس به مهرآباد شهرت يافت.مهربابا در ابتداي دوران سکوت خود از طريق يک تخته ي الفباي انگليسي که توسط ماندلي هاي نزديکش خوانده و تفسير مي شد با ديگران ارتباط داشت. سپس او اين تخته را هم کنار گذاشت و با علامات مخصوص خودش اشاره مي کرد و سخن مي گفت.
خلاصه از قراري که براي اولين شنبه و يکشنبه بعد از ماه رمضان با مهبد عزيز عازم سفر شديم و جالب اينکه اين سفر ما مقارن با چهلمين سالگرد سفر مهر بابا به ايران بود
ماجراي رفتن و رسيدن بماند البته براي رفتن به مهر اباد چندين راه وجود دارد :
سفر از طريق جاده: (از بمبئي): اتوبوس ها و ماشين هاي سواري زيادي از بمبئي، پونا، اورانگاباد، شلاپور و ناسيک به احمدنگر مي روند.
سفر با هواپيما:نزديکترين فرودگاهها به احمدنگر عبارتند از فرودگاه پونا و فرودگاه اورانگاباد
مسير زميني:سفر با قطار: (از بمبئي) خط آن راه آهنManmad / Daund مي باشد.
که ما با اتوبوس عازم شديم و تقريبا دو ساعت ونيم در راه بوديم تا به استراحتگاه زائرين مهر رسيديم .
مهرآباد
استراحتگاه زائرين مهر، واقع در مهرآباد جايي است که مردم براي زيارت مقبره مهر بابا در تپه مهرآبادمي آيند. اين استراحتگاه براي زائرين محترم مهربابا بنا گرديده که زيرنظر دفتر خيريه اوتار مهربابا _ احمدنگر مي باشد. و داراي امکانات نسبي و خوبي مي باشد ولي شبيه هتل نبوده و درضمن داراي قوانيني است که مي بايستي مورد توجه و دقت قرار گيرد.
زائرين محترم لطفا" قوانين زير را رعايت بفرمائيد.
1- مصرف الکل و داروهاي مخدر و مستي زا بهر نوعي که باشد در استراحتگاه زائرين مهر ممنوع است.
2- روابط جنسي در استراحتگاه زائرين مهر ممنوع است.
3- در هيچ زماني آقايان اجازه واردشدن به اتاق خانمها و خانمها اجازه واردشدن به اتاق آقايان را ندارند (مگر با تائيد افراد مسئول پزشکي مهرآباد).
4- از ساعت 10 شب تا 6 صبح آقايان اجازه رفتن به محوطه خانمها را ندارند و خانمها نيز اجازه رفتن به محوطه آقايان را ندارند.
5- کليه زائريني که در استراحتگاه زائرين مهر اقامت دارند بايد ساعت 10:30 شب در داخل استراحتگاه باشند و کسانيکه در مکانهاي ديگر اقامت دارند بايد ساعت 10:30 شب استراحتگاه زائرين مهر را ترک نمايند.
6-بين ساعت 8 شب تا 6 صبح زائرين محترم نبايستي به محوطه سمادي (آرامگاه مهربابا) بروند.
7- هيچ کس اجازه فروش، تبليغ يا در خواست فروش اجناس را در استراحتگاه زائرين مهر ندارد.
8- زائرين اجازه غذا دادن يا آوردن حيوانات اهلي يا ولگرد را به داخل اتاقشان يا بداخل استراحتگاه ندارند.
در اين مکان هر سه وعده غذايي ارائه مي گردد( صبحانه، نهار، شام ) . کليه غذاها گياهي بوده که داراي تنوع زيادي مي باشد.براي صبحانه تخم مرغ نيز سرو مي گردد. سيستم آن به صورت سلف سرويس بوده و شما قادريد به هر اندازه که مايل باشيد از آن ميل نماييد.
خلاصه در بدو ورود اين قوانين را به ما تفهيم کردند و ما هم که هردو بچه مثبت پس مشکلي نداشتيم. چون ما عمله طرب بدون ساز جايي نمي ريم. مهبد تار و من هم چند خط و دفتري شعر همراه داشتيم که اتفاقا منجر به کنسرتي تمام عيار براي ساير افرادي که از جا هاي مختلف به غير از ايران امده بودند شد. براي اين برنامه چون مهر بابا علاقه زيادي به حافظ داشت من هم همه اشعار را از حافظ انتخاب کردم. و دوست هنرمند ديگري هم هويار عزير با ويلون و سنتور و تمبک براي تصنيف ها همراه ما شد. البته مهبد هم همراه هويار در بداهه دشتي سنتور و تمبک اجراي زيبايي به يادگار گذاشت. در اين اجرا ابتدا اوازشور با شعر حافظ و تصنيف شب به گلستان . بداهه در دشتي با سنتور و تمبک بر روي سه بيت از اشعار حافظ که مورد علاقه مهربابا بوده ودر لحظه مرگ قرايت شده است و در اخر بداهه در اواز اصفهان با شعر حافظ و تصنيف اميد جان به پايان رسيد. گرچه عموما من از کار بدون تمرين گريزانم ولي استقبال خوبي توسط هندي ها و اروپايي ها شد که جاي خوشحالي است.
نکته بسيار زجر اور براي من که عاشق تحريرم اين بود که حق استفاده از تحريربخاطر معدود شنونده ايراني حاضر نداشتم و بايد اواز ها را اجرا مي کردم.
عمده خاطره اين سفر مربوط به ذکر خاطره هاي متعدد مهبد از واتايان(رفيق فاب مهبد) منچوري چاتور ورودي( استاد دنس صوفي هند) و علي توللي (شاگرد پدر مهبد) در شبها سپري شد. و من تجربيات تازه اي از مهبد ياد گرفتم در ضمن با دوست با صفاي ديگري به اسم امير اشنا شديم که بر جاودانه شدن اين خاطره کمک شاياني کرد
2. OXFORD Dictionary